موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
130
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
انتظار خنكى شب را مىكشيديم . يكروز در يكى از چادرها حشرهء درشت وحشتناكى از جنس عنكبوت ( Phalangiens ) مشاهده كرديم كه بلاشك مادهء اين حيوان بود و براى تخم ريختن بچادر آمده بود ، چه همانشب عدهء كثيرى از بچههاى آن را كه بسرعت در گوشههاى چادر ميدويدند ديديم . فالانژين عنكبوتيست بغايت بزرگ كه از كرك قرمز رنگى پوشيده شده ، و دستهايش بپنجههاى كوچكى ختم مىشود . محجمهاى آن به چهار دندان مسلح است كه با همان بشدت مىگزد . اين حشره فوقالعاده چابك است ، مىجهد و در ضمن حركت صدائى شبيه به سوت از خود احداث مىكند . وقتى كه يك فالانژين را با عقرب در گيلاسى حبس كنند جنگ خونينى درمىگيرد ، ولى هميشه رطيل فائق مىآيد ، اگر عقرب خوب دفاع نكند زود از وسط دو نيم مىشود . « 1 » البته ملاقات چنين مهمانى زير چادر مطبوع نيست و گاهى خواب را نيز از سر بيرون مىكند ، و بمحض خاموش شدن چراغ حس مىشود كه زير بالش چيزى حركت مىكند و خيال عدهء آن را مضاعف مىنمايد ولى همين كه شمع روشن شد چيزى ديده نميشود . در ميان آذوقهاى كه بما داده بودند شرابش خوب نبود ، در اين مملكت فقط ارامنه شراب خوب مىاندازند آن هم براى مصرف شخصى . اينجا بايد آن را از قرى و قصبات اطراف تحصيل كرد و اغلب بقدرى بد است كه قابل آشاميدن نيست . سفيركبير سه دفعه از تفليس شراب وارد كرده روزانه بين ما تقسيم ميكرد . در ايران شرب آب خيلى خطرناكست و بسا ديده شده كه موجب تبهاى مزمن شده است .
--> ( 1 ) چون سر فالانژين بكلاه خود شبيه است Galeodes نيز ناميده مىشود ، جنسا از طايفهء عنكبوت است ولى طرز زندگانى آن خوب معلوم نيست و اين قسم آن را كه موريس دو - كوتزبوئه شرح ميدهد بايد Galeode Setigere باشد كه در تمام مشرقزمين حتى تا دماغهء اميد ديده مىشود . بعضى از نويسندگان گزيدن آن را مهلك مىدانند ولى بتجربه نرسيده است .